الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

135

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

قدرت آن تندباد و شدّت و وسعت آن است . « اين طوفان عظيم و وحشتناك مأمور بود امواج آب را حفظ و اجزاى آن را به هم پيوند دهد و آنها را در محدودهء خود نگه دارد » ( فأمرها بردّه ، و سلّطها على شدّه « 1 » ، و قرنها الى حدّه ) . آيا اين طوفان عظيم و شديد اشاره به امواج جاذبه نيست كه خداوند آن را بر تمام ذرّات عالم مادّه مسلّط ساخته و سبب به هم پيوستگى اجزاى آن و مانع از پراكندگى ذرّات آن مىشود ، همه را مهار مىكند و در محدودهء خود نگه مىدارد ؟ چه تعبيرى براى بيان امواج عظيم جاذبه در آن شرايط ، بهتر از تندباد كوبنده و مهار كننده مىتوان پيدا كرد . « اينها همه در حالى بود كه فضا در زير آن باز و گشوده و آب ( آن گاز فشردهء مايع‌گون ) در بالاى آن در حركت بود » ( الهواء من تحتها فتيق « 2 » و الماء من فوقها دفيق « 3 » ) . « فتيق » از مادّهء « فتق » به معناى باز است و « دفيق » از مادّهء « دفق » به معناى حركت سريع است . آرى اين امواج خروشان به وسيلهء آن تندباد ، محدود مىشد و از اين كه از حدود خود تجاوز كند ، باز داشته شده بود . در اين جا اين سؤال پيش مىآيد كه با وجود اين تندباد مهار كننده و بازدارنده ،

--> ( 1 ) « شدّ » ( بر وزن مدّ ) در اصل به معناى قوّت و قدرت چيزى است و از اين رو به افراد قوى ( مخصوصا قوى در جنگ ) شديد گفته مىشود . اين واژه در مورد بستن گره محكم و صلابت - خواه در بدن باشد يا در نيروهاى باطنى و روحى و يا در مصيبت و عذاب - نيز به كار مىرود ( لسان العرب ، مفردات و مقاييس اللغة ) . ( 2 ) « فتيق » از مادّهء « فتق » است كه در فراز قبل معنى شد . ( 3 ) « دفيق » از مادّهء « دفق » ( بر وزن دفن ) در اصل به معناى راندن چيزى به سوى جلو مىباشد و به معناى سرعت نيز به كار مىرود . شتر سريع را « ادفق » مىگويند .